باید باور کنیم که انسانها متخصص زندگی خودشاناند؛ ما فقط باید برایشان شمع را روشن کنیم.
روایتی دیگر از خاطرات مدرسه رشد، برای همه آنهایی که آن سالها را زندگی کردهاند و هنوز با یادش لبخند میزنند.
اردوی چندروزهی مناطق جنگی جنوب، آموزش نظامی، و لحظهای که قرعه به نام یک دانشآموز دبیرستانی افتاد تا برای اولین بار آرپیجی شلیک کند! دود و غبار، سوتِ گوش، و بعد کف زدن بچهها.
در اپیزود هشتم «شمع راه»، مهندس مهدی نظری (دانشآموخته دوره ششم رشد) از سالهای ورود به رشد میگوید: از جذابیت حیاط پردرخت و کلاسهای مجهز، و از اینکه در آن روزها رشد برای بچههای جنوب تهران یک «برند» و یک امید بود. از تلاش برای عدالت آموزشی، و از دانشگاههایی که «هر طرف میرفتیم، همدورهایهای رشد را میدیدیم».
و روایتی شنیدنی از «ده نفر آخر کلاس» بودن در سال اول دبیرستان، و اینکه سالها بعد، ماجرای یادگرفتن شنا توسط پسرش چه نگاه تازهای دربارهی نقش معلم و مشاور به او داد: همراه، نه دستوردهنده. و این پرسش که چرا نظام آموزشی گاهی بهجای امیدآفرینی، امید را میکُشد؟
«باید باور کنیم که انسانها متخصص زندگی خودشاناند؛ ما فقط باید برایشان شمع را روشن کنیم.»
مهندس مهدی نظری
دانشآموخته دوره ششم رشد،
مهندس مکانیک از دانشگاه شریف،
دارای MBA از دانشگاه تهران و کوچ حرفهای
اپیزود هشتم شمعراه را اینجا بشنوید
▪️▪️▪️
#شمع_راه #پادکست #مدرسه_رشد #دبیرستان_رشد #خاطرات_مدرسه #خاطرات_رشد #دانش_آموختگان_رشد #نوستالژی #خاطره_بازی #خاطرات_مدرسه_رشد #قسمت_هشتم #مهدی_نظری #عدالت_آموزشی #کوچینگ #دوره_ششم